علت تورم و رکود بی سابقه 2022 چیست ؟

علت تورم و رکود بی سابقه 2022 چیست ؟

ما با تورم دست و پنجه نرم می کنیم زیرا در مورد پاندمی دچار سوء تعبیر شده ایم

این یک خطای قابل درک است - و من به اندازه هر کس دیگری مقصر آن هستم - اما اکنون مشخص شده است که دولت ها و اقتصادسالاران آنها از همان ابتدا بیماری همه گیر کووید-19 را اشتباه درک کرده اند و به درستی مدیریت نکرده اند. مشکل اینجاست که آنها اکنون با خطر رکود، مرحله تورم ناشی از پاندمی را نیز به غلط تعبیر می کنند.

شیوه آماتوری دولت‌ها، بانک‌های مرکزی و اقتصاددانان در پاسخ به پاندمی قابل درک است زیرا این اولین بیماری همه‌گیری است که جهان طی صد سال گذشته تجربه می کند.

اگر نسبت به افزایش قیمت‌ها واکنش بیش از حد نشان دهیم و سخت‌تر شویم، خطر یک رکود به سبک قدیمی را داریم. جیمز الکوک

اما این مهم است که می دانیم در چه مواردی اشتباه کرده ایم ، بنابراین در مرحله تورم اشتباهات خود را به هم نمی آمیزیم و خواهیم دانست چگونه با همه‌گیری بعدی - که مطمئناً در کمتر از 100 سال آینده فرا می‌رسد - مقابله کنیم. خلاصه کلام این است،  اشتباهی که ما مرتکب شدیم این است که با پاندمی به‌گونه‌ای برخورد می‌کنیم که گویی مشکلی در بخش تقاضا (یا هزینه) اقتصاد است، در حالی که همیشه در بخش عرضه (یا تولید) مشکل وجود دارد.

ما این کار را انجام دادیم زیرا کل تئوری و عمل "مدیریت" اقتصاد کلان همیشه بر "مدیریت تقاضا" توجه نموده است. و در حال  تلاش هستیم تا مسیر اقتصاد را از طریق فراز و نشیب چرخه تجاری هموار کنیم تا از یک سو به نرخ بیکاری پایین و از سوی دیگر به تورم پایین دست یابیم.

هنگامی که تقاضا (که توسط خانوارها، مشاغل و دولت‌ها هزینه می گردد) بسیار پایین است، در نتیجه بیکاری افزایش یافته ، ما آن را با کاهش نرخ بهره، کاهش مالیات یا افزایش مخارج دولت "تحریک" می‌کنیم. در شرایطی که تقاضا خیلی بالا باشد، تورم افزایش یافته و  با افزایش نرخ بهره، افزایش مالیات یا کاهش هزینه های دولت، آن را کاهش می دهیم.

با آغاز پاندمی در اوایل سال 2020، با بستن مرزهایمان به روی مسافران به دنبال محدود کردن انتشار ویروس بودیم، به بسیاری از مشاغل دستور دادیم درهای خود را ببندند و از مردم خواستیم تا حدامکان خانه های خود را ترک نکنند وحتی از منزل به کار و تحصیل بپردازند. بنابراین، اقتصاد در چرخه عادی خود قرار دارد تا زمانی که دولت ها به طور ناگهانی دستور قرنطینه را صادر کنند. بدیهی است که بسیاری از افراد شغل خود را از دست می دهند و بسیاری از مشاغل فروش خود را از دست می دهند و این یک رکود به دستور دولت خواهد بود.

با این حال، از آنجایی که این امر به دستور دولت صورت می گیرد، دولت ها می دانند که موظف هستند برای جبران ضرر و زیان کارگران و مشاغل، درآمدی ایجاد کنند. دولت ها از ترس بروز یک رکود طولانی مدت مبالغ هنگفتی را خرج می کنند و بانک مرکزی نرخ بهره رسمی را تقریباً به صفر کاهش می دهد.

متوجه این موضوع شدید ؟ این یک محدودیت در عرضه کالا و خدمات بود که به دستور دولت صورت گرفت،  اما دولت‌ها به گونه‌ای پاسخ دادند که گویی فقط یک رکود استاندارد است که در آن تقاضا کمتر از ظرفیت اقتصاد برای تولید کالاها و خدمات کاهش یافته است و بازگرداندن و به حرکت انداختن آن به یک تقویت سنگین نیاز است.

نرخ بیکاری به 7.5 درصد رسید، اما قرنطینه ملی تنها پس از یک یا دو ماه برداشته شد. به محض این اتفاق ، بیشتر افرادی که اندکی از راه درآمد خود را از دست داده بودند - دیوانه وار شروع به خرج کردن نموده و تلاش کردند تا عقب افتادگی خود را جبران کنند.  

بیکاری به سرعت روند نزولی گرفت و خصوصا  به این دلیل که پاندمی مرزهای ما را به مدت دو سال به روی کارگران مهاجر بسته بود - در نهایت به پایین ترین نرخ خود از سال 1974 رسید.

به این ترتیب به نظر می رسید همه چیز خوب پیش می رود، تا اینکه ناگهان متوجه شدیم که تورم به 6.1 درصد رسیده و بالاتر رفته است.

اکنون باید چه کنیم؟

کاری که همیشه انجام می دهیم: افزایش نرخ بهره به منظور جلوگیری از استقراض و خرج کردن شروع می شود. هنگامی که تقاضا برای کالاها و خدمات بیشتر از ظرفیت کسب و کار برای عرضه آنها باشد، این فشار رو به افزایش را بر قیمت ها وارد می سازد. اما هنگامی که تقاضا کم می شود، فشارکاهشی بر قیمت ها وارد می آید.  

اما یک مشکل کوچک وجود دارد. دلیل اصلی افزایش قیمت‌ها تقاضای مازاد نیست، بلکه کاهش عرضه است. علت اصلی اختلال در عرضه بسیاری از کالاها ناشی از پاندمی است. کاهش عرضه نفت و گاز و مواد غذایی ناشی از حمله روسیه به اوکراین را نیز به آن اضافه کنید. در داخل کشور، به دلیل پایان خشکسالی و سپس بروز سیل های متعدد، قیمت گوشت و سبزیجات بسیار افزایش یافته است.

متوجه شدید ؟  یک بار دیگر، ما مشکلی را در سمت عرضه اقتصاد حل کرده ایم و سعی کرده ایم آن را به گونه ای که گویی مشکل در سمت تقاضا است حل کنیم.

از آنجایی که اختلالات ناشی از پاندمی در عرضه موقتی است، جنگ اوکراین در نهایت پایان می یابد و تولید گوشت و سبزیجات تا ضربه بعدی تغییرات آب و هوایی بهبود می یابد، ما اساساً در مورد قیمت هایی صحبت می کنیم که سه ماهه به سه ماهه افزایش نخواهند داد و در نهایت باید مغلوب شوند. پس مطمئناً همه ما باید صبور باشیم و منتظر باشیم تا قیمت ها به حالت عادی بازگردند.

اما این تشخیص نادرست ما در مورد coronacession ( به معنای چیرگی و غلبه یا دوره سلطنت کرونا ) است که تقاضا را برای ما به قدری قوی کرده است که برای کسب و کارها بسیار آسان است که در اشتباه افزایش قیمت  که هیچ ارتباطی با کمبود عرضه ندارد، گیر نیفتند.

پس چرا بازارهای مالی و اقتصاد سالاران از اینکه قیمتها روند افزایشی خود را حفظ کنند نگران هستند ، آیا ما گرفتار «مارپیچ دستمزد-قیمت» خواهیم شد و نرخ تورم بسیار بالا خواهد ماند؟

پاسخ کوتاه : به دلیل اشتباه اصلی ما در تصمیم ‌گیری در اینکه وقفه در عرضه به دستور دولت باید مانند رکود معمول رفتار شود، در شرایطی که تقاضا در پس خود ثابت مانده است و اگر قرار نیست رکود سال‌ها طول بکشد، نیاز به محرک‌های عظیم دارد.

اگر فقط می دانستیم، با کاهش شیوع پاندمی، اختلال در عرضه یک امر اجتناب ناپذیر بود. آنچه که هیچ‌کس بروز آن را پیش‌بینی نمی‌کرد این بود که همه در خانه‌هایشان جمع شده بودند، هنوز هم درآمد زیادی دریافت می‌کردند، اما نمی‌توانستند آن را برای هر چیزی که شامل ترک خانه می‌شد خرج کنند.

ظهور اینترنت بود که به بسیاری از ما اجازه داد تا از خانه به کار یا مطالعه ادامه دهیم. و این اینترنت بود که به ما اجازه داد به خرج کردن ادامه دهیم، اما به جای خدمات، برای کالاها هزینه کنیم. این تغییر عظیم موقت از خرید خدمات به خرید کالا است که باعث کمبود در عرضه بسیاری از کالاها شده است.

اما این تشخیص نادرست ما در مورد coronacession ( به معنای چیرگی و غلبه یا دوره سلطنت کرونا ) است - حمایت از کارگران و صنایع بسیار بیشتر از آنچه لازم بود - که باعث شد تقاضای ما به حدی قوی باشد که برای کسب‌وکارها خیلی آسان است که در اشتباه افزایش قیمت  که هیچ ارتباطی با کمبود عرضه ندارد، گیر نیفتند.

اکنون تنها چیزی که برای تکمیل خطای خود نیاز داریم این است که نسبت به افزایش قیمت ها بیش از حد  واکنش نشان دهیم و آنقدر سخت تر شویم که واقعاً دچار یک رکود به سبک قدیمی شویم.

منبع : The Sydney Morning Herald

Published: 08/02/2022